جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

711

تحفة الملوك ( فارسى )

آيد و شايد كه به سبب نقصان او تخالف پيدا شود . و اين تخالف نه به سبب كذب و عدم حقيقت رؤيا و آن‌چه را است كه ديده است ، بلكه به سبب نفهميدن معناى و تعبير آن است . و چون‌كه ارتباط تامى فىمابين عالم ظاهر قالب و باطن قلب و نفس مىباشد و تأثير و تأثر از طرفين هميشه در كار است - چنان‌كه مكررا دانسته شد - پس اگر در بدن يا غذا يا لباس يا مكان يا آداب خوابيدن اين‌كس قصور و مانعى بوده است هرآينه مانع از ترقى نمودن روح او به عالم ارواح مىشود هرچند كه روح از ارواح سعدا باشد و قصد و همت آن ايضا در امور عاليهء اخرويه باشد ؛ چون‌كه زياد بر سعيد بودن روح و حسن قصد و نيت و همت آن ، رفع موانع ديگر را ايضا مىبايد نمود تا آن‌كه هيچ مانع و حجابى غير از تعلق آن به بدن عنصرى نباشد و در وقت خواب ، كه آن هم مرتفع شد ، بدون مانع بتواند كه به عالم ارواح صعود نمايد و برسد ، و از اين‌جا است كه در احاديث رسيده است كه دروغ‌تر [ ين ] خواب‌ها خوابى است كه در اول شب ديده شود و راست‌تر [ ين ] خواب‌ها خوابى است كه در آخر شب ديده شود ؛ چون‌كه در اول شب به سبب امتلاى معدهء غالب مردمان ، كه موجب تصاعد ابخره است به سوى دماغ و مشوّش قواى ادراكيه است ، نفس را نقصانى و مانعى مىباشد ، به خلاف آخر شب ؛ چنان‌كه در صريح روايت ابى بصير است كه مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه عرض نمود كه رؤياى صادقه و كاذبه مخرج و موضع آن‌ها از يك جاى است ؛ پس فرمودند كه : صدقت امّا الكاذبة المختلفة فان الرجل يراها فى اول ليله فى سلطان المردة و الفسقة و انّما هو شىء يخيّل الى الرّجل و هى كاذبة مخالفة لا خير فيها و اما الصّادقة اذا رأها بعد الثلثين من الليل مع حلول الملئكة و ذلك قبل السحر فهى صادقة لا تختلف ان شاء اللّه الا ان يكون جنبا او ينام على غير طهور و لم يذكر اللّه عزّ و جل حقيقة ذكره فانها تختلف و تبطى على صاحبها » « 1 » ؛ يعنى راست گفتى ، و رؤياى صادقه و كاذبه از سعدا و اهل عقل هردو از يك‌جا است ، و لكن به سبب تفاوت نفس و روح در كمال و نقصان و با مانع بودن و عدم آن

--> ( 1 ) . فروع كافى ، ج 8 ، ص 76 و 77 ، رقم 62 .